زندگینامه محمد صادقی تهرانی

شنبه 9 دی 1391
 
محمد صادقی اصفهانی معروف به تهرانی
مترجم و مفسر قرآن کریم

تولد: 1 فروردین 1305 - تهران
وفات: 1 فروردین 1390 - قم


اساتید: میرزا محمدعلی شاه‌آبادی ،حسین طباطبایی بروجردی ،محمدحسین طباطبایی، میرزا مهدی آشتیانی، میرزا احمد آشتیانی، روح الله خمینی

تحصیلات: دکترای عالی الهیات و معارف اسلامی و چهار مدرک لیسانس

اثار ماندگار: تفسیر الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه - ترجمان وحی


معرفی کلی
 
محمد صـادقی‌ تهرانی، سرسلسله‌ دار بیداری قرآنی در تاریخ معاصر جهان اسلام بود و با پیشینهٔ بیش از نیم‌قرن مجاهدت در حوزه‌های‌علمیهٔ قم، تهران، نجف، مکـه، مدینه، بیروت و سوریه و کاوش بی‌شائبهٔ درون قرآنی برای دریافت و نشر حقایق و ظرائف کلام وحی الهی و تألیف بسیاری کتب فقهی، اصولی، مقارنات ادیان، فلسفی، عرفانی، عقیدتی، سیاسی و ... بر مبنای قرآن‌کریم، بنیانی نوین در بیـداری قـرآنی تاریخ معاصر جهان اسلام نهاد.[۴]
....

وی از مفسران و فقیهان ارجمند معاصر است که تفسیرگران سنگ «الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه» ایشان، یکی از چند تفسیر ممتاز و در خور توجه سدهٔ اخیر در جهان اسلام به شمار می آید. آثار و تألیفات گوناگون وی بالغ بر یکصد اثر در خور توجه بوده که به دلیل تخصص ویژه ایشان در قرآن شناسی، بسیاری از این آثار در ارتباط با زمینه های گوناگون قرآنی است؛ چنان که دیگر آثار ایشان در زمینه های فقهی و کلامی و فلسفی و جز آن نیز دارای لون و صبغه قرآنی است؛ چنان که کتاب «تبصره الفقهاء» ایشان را می توان یک دوره بازنگری تطبیقی کامل ابواب فقهی بر محور قرآن به شمار آورد. صادقی تهرانی به جدّ روش تفسیر قرآن به قرآن را باور داشته و با تکیه و اعتماد اصلی بر قرآن، منابع دیگر دینی را با نگاه نقادانه نگریسته و به همین دلیل در برخی موارد دیدگاه های ویژه ای از سوی ایشان ارائه شده است. ایشان در کنار تفسیر، از ده ها سال پیش در زمینه مطالعات تطبیقی ادیان نیز تلاشهای علمی گسترده ای داشته و افزون بر مطالعات و تألیفات متعدد در این زمینه با حضور و اقامت چند ساله در کشورهای عربی ـ اسلامی گفت و گوهای بسیاری با عالمان دیگر ادیان نیز داشته است.
 
آثار ایشان در زمینه مطالعات تطبیقی ادیان، شامل کتابهای: عقائدنا، المقارنات، رسول الاسلام فی الکتب السماویه، بشارات عهدین، مسیح از نظر قرآن و انجیل و… می باشد؛ افزون بر مطالب ارزشمندی که در این زمینه در تفسیر «الفرقان» ذیل آیات مربوطه دیده می شود. مجموعه آثار یادشده که هر یک به بعدی از ابعاد مختلف ادیان ابراهیمی و آموزه های آن پرداخته، نشان از مطالعات جامع و آگاهی ژرف و گسترده ایشان در این زمینه دارد.[۵]
 
صادقی تهرانی در تفسیر قرآن از روش قرآن به قرآن استفاده می‌کرد و بعد از استاد خود محمد حسین طباطبایی، به نظر می‌رسد تنها کسی بوده که به طور جدی از این روش استفاده کرده‌است. با این تفاوت که در تمام ابعاد فقهی، فلسفی، عرفانی و... و حتی ادبیات عرب، به خود قرآن تمسک نموده و مخصوصا آیات الاحکام را در تفسیر خود مورد بررسی شایسته ای قرار داده است.
 
او در برابر فقه پویا و فقه سنتی که عامه علمای معاصر شیعی برمبنای آنها فتوی می‌دهند، برای صدور احکام برمبنای فقه گویا فتوی می‌دهد. او ارائه دهنده فقه گویا است که در آن تنها قرآن، محور استنباط است و سنت قطعیه از عرضه احادیث بر قرآن بدست می‌آید.
 
در روش فقهی تهرانی که آن را فقه گویا نام نهاده‌است، علم رجال حجت آور نیست و تنها موافقت حدیث با قرآن ملاک است. با این روش، بین دو حدیث که یکی معتبر ولی خلاف قرآن و دیگری ضعیف ولی موافق قرآن است، حدیث دوم پذیرفته می‌گردد.
 
تهرانی با وجود مخالفت با نظام پهلوی و فعالیت‌ها و مبارزات سیاسی بسیار قبل از انقلاب و رابطه نزدیک و صمیمی اش با سید روح‌الله خمینی، مخالف نظریه ولایت مطلقه و ولایت غیر شورایی و فردی بود.[۶]
 
زندگینامه[۷]
 
او متولد ۱۳۰۵ خورشیدی در تهران و از خاندانی روحانی حاج شیخ رضا لسان المحققین بود. در حدود سن ۱۳ سالگی به دروس عرفانی تفسیری میرزا محمّد علی شاه آبادی استاد روح‌الله خمینی پیوست و یک سال هم به دروس مقدماتی پرداخت و عازم قم شد، طی سه سال دروس سطح را پایان داد. در سال ۱۳۲۳ که سید حسین طباطبایی بروجردی به قم آمد، در دروس بروجردی شرکتی فعال داشت و در مسائل فقهی، خود اتخاذ رأی می‌کرد. ضمن ۷ سال حضور در کلاس‌های این ۲ نفر در سفرهای بسیاری که از قم به تهران داشت از دروس فلسفی میرزا مهدی آشتیانی و میرزا احمد آشتیانی بهره می‌برد.
 
پس از ده سال حضور در قم، به تهران مراجعت کرد و هم در زمینه علمی و هم سیاسی به فعالیت پرداخت. با آیت‌الله کاشانی در قیام نفت و علیه شاه و با سید احمد خوانساری و محمّد تقی آملی از نظر استمرار مراحل علمی/فقهی ارتباط داشت. طی اقامت ده ساله در تهران از دانشکدهٔ معقول و منقول (معارف اسلامی) چهار لیسانس حقوق، علوم تربیتی، فلسفه و فقه؛ و سپس دکترای عالی معارف اسلامی دریافت کرد.
 
در آنجا سه سال به تدریس حکمت (فلسفهٔ اسلامی) بر مبنای قرآن و سنت از روی متن کتاب «آفریدگار و آفریده» پرداخت و جلساتی هم بر دو محور علمی و سیاسی علیه حکومت شاهنشاهی در هفت نقطهٔ تهران داشت که مورد توجه دانشجویان بود. وی به خاطر منابری تشکیل می‌داده، مورد تعقیب و تهدید حکومت شاه بود.
 
در سال ۱۳۴۱ در اثر مبارزات ضد شاه، خصوصاً به جهت سخنرانی در سالگرد درگذشت آیت الله بروجردی در مسجد اعظم قم که برای نخستین بار سخنانی علیه شاه را دربر داشت از سوی ساواک محکوم به اعدام شد و ایران را مخفیانه به قصد حج ترک نمود، در مکه و مدینه با سخنرانی‌ها و اعلامیه‌هایی به زبان فارسی و عربی علیه حکومت پهلوی، بین عمره و حج دستگیر شد، حج را در حصار مأموران دولتی انجام داد، ولی بر اثر استدلالات وی در برابر حکومت سعودی و اجتماع و تحصن علمای عراقین در مسجدالحرام، آزاد شد و به عراق رفت.
 
در نجف فعالیت‌های علمی قرآنی و سیاسی را به مدت ده سال با تدریس تفسیر، فقه، اخلاق، سخنرانی و تألیف ادامه داد و به درخواست دولت ایران، حکومت عراق تصمیم گرفت وی را به ساواک ایران تحویل دهد، ولی به خاطر مخفی شدن در بیت خویی و حمایت خویی دستگیری وی ممکن نشد.
 
تهرانی با آغاز اخراج ایرانیان از نجف و کل شهرهای عراق، به بیروت رفت. به مدت پنج سال در لبنان فعالیت داشت که با شدت گرفتن جنگ داخلی لبنان، آن جا را به قصد حجاز ترک کرد. دو سال متمادی در مکه با شخصیتهای علمی و سیاسی اسلامی سراسر جهان، فعالیت‌هایی برای رشد تفکر قرآنی در میان مسلمانان انجام داد. در آنجا اضافه بر مناظرهٔ قرآنی با علمای وهابی و توفقاتش در آن مناظرات، حدود یکصد خانوار سنی را در مرکز حکومت آل سعود، تنها با ادلهٔ قرآنی و گاه با استناد به یک آیه از قرآن (آیهٔ ۳۲ ازسورهٔ فاطر) به مذهب اهل بیت فراخوانده و شیعه کرد. برای دومین بار به فاصلهٔ ۱۷ سال، دستگیر شد و پس از آزادی به لبنان بازگشت. در هر دو مرحله بازداشت درمکه زندانی بود و پس از گذشت دو هفته از زندان دوم به بیروت بازگشت و از آنجا برای دیدار روح‌الله خمینی به پاریس رفت. طی اقامت در پاریس و شرکت در جلسات خمینی، در چندین دانشگاه سخنرانی‌هایی با مبنای قرآنی و سیاسی کرد.
 
وی چند روز پس از بازگشت خمینی به ایران، پس از ۱۷ سال مهاجرت که در طی آن چهار بار غیاباً توسط ساواک، محکوم به اعدام شده بود به ایران بازگشت و در قم اقامت کرد و دروس و تألیفات و خطابات خود را ادامه داد و در کارهای اجرائی شرکت نکرد. مگر چند روزی در آغاز انقلاب که برحسب خواستهٔ خمینی، مراجعات مردم را پاسخگو بود و پیش از تشکیل رسمی نمازهای جمعه اضافه بر سخنرانی‌هایی در سراسر ایران، نماز جمعه را در برخی مراکز استان‌ها و شهرها، تشکیل داد. از جمله اولین نماز جمعه مشهد، نماز جمعه مستمری در مسجد جمکران قم، در دانشگاه صنعتی شریف و چند جمعه هم در مسجد دانشگاه تهران که سپس خمینی، سید محمود طالقانی رابعنوان امام جمعه تهران مقرر کرد. پس از ترک نماز جمعه در قم تمام اوقاتش صرف تدریس و تألیف شد و در مدت ده سال در قم، ۲۵ جلد از تفسیر سی جلدی الفرقان را ضمن دو تدریس عربی و فارسی تألیف کرد.
 
وی می‌گوید: به یاد دارم که مرحوم علامه طباطبایی فرمودند تا این تفسیر پایان نیافته کتاب دیگری ننویسم و چنان هم شد.
 
وی بیش از ۱۱۳ جلد کتاب که نیمی از آن عربی است تألیف کرد که مشهورترین آن همان تفسیر الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن والسنه است که طی ۱۰ سال و با تشویق استاد خود محمدحسین طباطبایی در شهر قم به پایان برد.
 
وفات
دفن در قبرستان باغ بهشت
 
صادقی تهرانی در اول فروردین ۱۳۹۰ درگذشت و پس از اقامه نماز بر پیکرش، توسط آقای اشکوری در حرم فاطمه معصومه، روز سوم فروردین در قبرستان باغ بهشت شهر قم به خاک سپرده شد.[۸]
 
ممانعت از برگزاری مراسم چهلم در مسجد اعظم قم
 
خانواده او از متولی مسجد اعظم قم در خصوص اجازه برگزاری مراسم چهلم صادقی تهرانی در این مسجد،(با توجه به سابقه تاریخی سخنرانی سال ۱۳۴۱ وی در این مسجد) درخواست کردند که با مخالفت روبرو شد.[۹]
 
(محمد صادقی تهرانی در سال ۱۳۴۱هجری شمسی در مناسبت سالگرد وفات حسین طباطبایی بروجردی، در مسجد اعظم قم برای نخستین بار علیه محمد رضا شاه و حکومت پهلوی، سخنرانی ویژه ای نمود که بدنبال آن از سوی ساواک بطور غیابی، محکوم به اعدام شد و با حمایت روح الله خمینی، ایران را مخفیانه، بقصد حجاز و عراق برای ادامه مبارزات بر ضد محمد رضا شاه پهلوی، ترک نمودند).[۱۰]
 
شیوه تفسیری
 
صادقی تهرانی، در تفسیر قرآن، سبک و شیوه ای منحصر به فرد و متمایز از دیگر مفسرین دارد. عنوان تفسیر چنین می نماید که مفسّر از دو سبک تفسیر قرآن با قرآن و تفسیر قرآن با سنّت، سود برده است. امّا در مقدمه تفسیر اظهار می دارد که بایسته ترین روش تفسیری، شیوه تفسیر قرآن با قرآن است. وی می نویسد: «همه شیوه های تفسیری، نادرست است. جز شیوه تفسیر قرآن با قرآن و این همان شیوه تفسیری پیامبر (ص) و امامان (ع) است. بر مفسران لازم است که این روش تفسیری را از معلمان معصوم فرا گیرند و در تفسیر آیات به کار بندند». در مجالی دیگر می نویسد: «روشهای تفسیری، از دو حالت بیرون نیستند؛ یا تفسیر قرآن با قرآن هستند و یا تفسیر قرآن با رأ ی».[۱۱] مفسّر، در تحلیل و تأ یید این شیوه پیشنهادی، به آیاتی استدلال می کند که قرآن را نور، برهان، بیان و هدایت معرفی می کند و می گوید: «چیزی که خود، بیان و هدایت است و مرجع و تکیه گاه غیر خود به شمار می آید، پیش از این که روشن گر غیر باشد، باید خود مبیّن و روشن گر خود باشد».[۱۲] مفسر بر این باور است که برآیند تفسیر قرآن به قرآن، دستیابی به نخستین مفاهیم و معارف قرآنی است، مرتبه ای از معنا که در چارچوب دلالت تطابقی آیه قرار دارد؛ در حالیکه نگاه روایات تفسیری، به معانی ژرفتر کلام وحی است؛ با این ویژگی که مفاهیم ژرف، ریشه در معانی و منطوق دارد و در پرتو آن شکل می گیرد؛ به گونه ای که درستی و نادرستی آن ها در گرو برابری و نابرابری با منطوق آیات است؛ چه این که به مقتضای محوریت قرآن در ارزشیابی روایات و درستی و نادرستی آنها، منطوق آیات، معیار سازگاری و ناسازگاری روایات با قرآن است. در نتیجه، تفسیر مأثور، چیزی جدا از آیه نیست. بلکه برخی از مراتب معنایی آن است که در پرتو سطح ظاهر آیه، با یاری جستن از آیات دیگر به دست آمده است. بنابراین تفسیر قرآن با سنت، گونه ای از تفسیر قرآن با قرآن است. دکتر صادقی تهرانی، در مقدمه تفسیر می نویسد: «کمترین چیزی که باید نسبت به آن اقدام کرد، فهم عبارت است که همان معنای مطابقی و ظاهر آیه می باشد. پس این معنای مطابقی، پایه و اساس کشف زوایای دیگر از معنا قرار می گیرد؛ چه اینکه، تفسیر دارای چهار مرتبه است: تفسیر عبارت، تفسیر اشارت، تفسیر لطافت و تفسیر حقایق، پس همین معنای ظاهر، معیار عرضه حدیث بر قرآن است».[۱۳] نمونه های عملی تفسیر نیز گویای همین واقعیت است که مفسر در پذیرش تفسیر مأثور، بیش از هر چیز به سازگاری آن با مراتب مختلف معنایی آیه می اندیشد و دستیابی به هر معنای تازه را در پرتو مفهوم ظاهر آیه و سازگاری با آن جست و جو می کند. به این ترتیب، شیوه مفسر در حقیقت همان شیوه پیشنهادی تفسیر قرآن با قرآن است؛ هر چند از سنت نیز بهره برده است. از جهتی نیز می توان گفت، تفسیر ایشان در ردیف تفاسیر تحلیلی، اجتهادی، تربیتی و اجتماعی محسوب می گردد.[۱۴]
 
روش فقهی
 
{وی در قسمتی از کتاب اصول الاستنباط و در بخش اصول استنباط فقهی و روش فقهی که در سایت رسمی خود منتشر نموده، قرآن و سنت (بر محور کتاب) را پایه اصول استنباط فقهی و دلائل قطعی و معصوم میداند. از دیدگاه وی کتاب و سنت، بر هم تطابق دارند و محور احکام اخلاقی، عقیدتی، فردی، اجتماعی، عبادی، سیاسی و... فقط قرآن و در رتبه دوم، سنت منطبق بر محور وحی قرآنی است. و بر حسب نصوص، فقط کتاب الله، دلیل است؛ هم مشرِّع و هم دلیل شرعی است.
 
بدین شیوه، بقیه مبانی استدلال و استنباط فقهی مشهور شیعه و اهل سنت از جمله؛ عقل، اجماع، شهرت، سیره، خبر واحد ظنی، قیاس و استحسان و استصلاح و...) را با استدلال به قرآن، مردود می داند.[۱۵]
 
به عقیده وی، محور اصلی در همه عرصه‌های دینی «قرآن» است، زیرا خدای متعال می فرماید: [و اتلُ ما اوحی الیک من کتاب ربّک لا مبدّل لکلماته و لن تجد من دونه مُلتحداً]: «و بخوان، و پیروی کن آن چه را از کتاب پروردگارت: (قرآن) به سویت وحی شده، هرگز هیچ تبدیل کننده ای برای آن نیست و هرگز به جز قرآن پناهگاهی (رسالتی و وحیانی) نتوانی یافت» (کهف/۲۷). بنابرین آیه مبارکه، مسلمانان نیز به پیروی از وحی الهی به پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله هیچ مرجع و پناهگاهی به جز قرآن نخواهند داشت.
 
پس هر حدیثی چه متواتر و یا غیر متواتر در صورت مخالفت با نصّ و یا ظاهرِ مستقرِّ قرآن مردود است، اما حدیثی که اکثر امامیه آن را نقل کرده باشند و معارضی هم نداشته باشد و قرآن هم نفی و یا اثباتی درباره آن نداشته باشد از باب [اطیعواالرّسول و أولی الأمر منکم] پذیرفته است. و چنین احادیثی هم برگرفته از حروف مقطعه و رمزی آیات قرآن است، که آیه ۲۷ کهف، منشأ همه احکام را از قرآن می داند و بس؛ در نتیجه سنّت، برداشتی از رموز قرآن و همان وحی قرآنی در مرحله حقایق یا تأویل است لذا سنت به هیچ وجه در عرض قرآن نیست تا ناسخ آن باشد. و نص و ظاهر مستقر قرآن جز با نص و ظاهر مستقر آن نسخ نمی شود.
 
در ضمن دلیل ظنّی هم از دیدگاه قرآن مطرود است که آیه [لاتقف ما لیس لک به علم]: «آنچه را که نسبت به آن، برایت علمی نیست پیروی مکن»، نیز هرگز ویژه اصولِ دین نیست، زیرا این ممنوعیتِ غیر علم، پس از احکامی فرعی آمده است، بنابرین ظنّ و گمان هرگز نقشی در احکام الهی ندارد که: [انّ الظّنّ لایغنی من الحق شیئاً]؛ اگر هم کتاب هایی اسلامی در حوادثی از میان رفته، علم و قدرت و رحمت الهیّه در بیان حجّت بالغه اش از میان نرفته است.
 
صادقی تهرانی، نقش علم رجال را، بیشتر در موضوعات می داند. و معتقد است که در طول زمان از بدو اسلام تا کنون، جاعلان مغرض، متون بسیاری از احادیث را به انضمام ا سناد جعلی ساخته و پرداخته اند و در نتیجه با عنوان احادیثی صحیح السّند!! برخلاف نصّ یا ظاهرِ پایدار قرآن، به دست ما داده اند.
 
وی در کتاب «غَوصٌ فی البِحار» حدود یکصد و هشتاد جلد کتاب حدیثیِ شیعی و سنّی را برمبنای کتاب و سنّت نقد کرده است.
 
از نظر وی، ادّله‌ی حجیت خبر واحد، مردود است. یعنی ادله‌ی حجیّت آن، تماماً در مقابل آیاتی از قرآن است که عمل به ظنّ را نفی کرده {ولا تقف ما لیس لک به علم} «وآن چه را که برایت به آن علمی نیست، پیروی نکن» بنابراین با استدلال به قرآن، آن دسته از ادله‌ای که برای حجیّت خبر واحد، در معالم، رسائل و کفایه آورده‌اند را تماماً با مراحل مختلف نقض می‌کند؛ و می گوید ببینید خدا باب علم را مفتوح کرده است کتاباً و سنّتاً ولکن آقایان فُقهای سنّتی باب علم رامسدود کرده‌اند. اگر باب علم مُنْسَدّ است پس باب اسلام مُنسدّ است. چون اسلام علمی است. اسلام ظنی نیست. وانگهی خدای سبحان می فرماید:{قل فللّه الحجّة البالغة} (انعام،۶/۱۴۹) آیا حجّت بالغه، حجّت رسا، علمی است و یا ظنّی؟ حجّت ظنی، رسا نیست. ما دونِ علم نه حجّت است، نه رسا است. بنابر این مع الأسف قائلیت حوزویان به انسداد باب علم، در حقیقت مُنْسَدّ کرده است، باب قرآن راکه علم است و باب سنت قطعیه را که علم است.[۱۶]
 
نظرات
ولایت مطلقه فقیه
 
گرچه وی با نظام پهلوی در ایران مخالف بود و در آن دوران فعالیت‌های سیاسی بسیاری داشت و با خمینی هم رابطه بسیار نزدیک و صمیمانه‌ای داشت اما پس از انقلاب از موافقان نظریه ولایت مطلقه فقیه نبود.
 
وی به ولایت شورایی فقیهان در عصر غیبت معتقد بود که آن شورا هم با رأی مردم انتخاب نمی شود. او معتقد بود که در هر انتخاباتی باید رأی دهندگان در آن موضوع تخصص داشته باشند و رأی غیر تخصصی را حرام می دانست و لذا موافق برگزاری رفراندوم و انتخابات به صورت معمول نبود و ساز و کارهای دیگری را برای اعمال نظر مردم مطرح می کرد.
 

هرگز نمی‌تواند فرد مبنای مشروعیت باشد. ولایت مطلق از آن خداست و ولایت شرعی با پیامبر و ائمه‌است، علما ولایت کلی ندارند. علما هم خطا می‌کنند.[۶]
 
تفکیک انواع بلوغ از دیدگاه کتاب و سنت
 
از دیدگاه صادقی تهرانی، معیار نشیب و فراز بلوغ در تمامی مراحل آن توان عقلی یا بدنی یا جنسی یا مالی و یا اجتماعی است و بلوغ را به شش قسمت تقسیم می کند:
 - بلوغ نماز: میانگین سن بلوغ نماز برای پسر و دختر، از ابتدای دهسالگی است و احیاناً پیش از دهسالگی یا پس از آن این بلوغ حاصل میشود.
 - بلوغ روزه داری: معیار سن بلوق در روزه داری، توانایی جسمی است و میانگینش برای دختر و پسر، سیزده سالگی است.
 - بلوغ ازدواج: ملاک در این بلوغ توان زناشویی بوده و نوعاً دختران زودتر ازپسران بالغ می شوند، چنان‌که بلوغ حجاب دختران نیز پیش از بلوغ جنسی پسران است.
 - بلوغ اقتصادیدر این بلوغ نوعاً پسران بردختران مقدمند، زیرا رشد و زمینه‌ی تلاش اقتصادیشان بیشتر است، بویژه برای پرداخت حقوق شرعی، حج، عمره وسایرعبادات، به مال نیازمندند.
 - بلوغ تبلیغ اسلام: امر به معروف و نهی از منکر است که به هنگام دارابودن شرایط لازم، بر هر دوی پسر ودختر واجب بوده ومسئولیت پسران نیز بیش از دختران است، زیرا در اجتماع وسیعتری زندگی می کنند.
 - بلوغ جهاد ودفاع: که بر پسران واجد شرایط آن واجب بوده ودر صورت نیاز کلی و بسیج عمومی بر دختران نیز واجب می گردد. معیار نشیب و فراز بلوغ در تمامی مراحل آن توان عقلی یا بدنی یا جنسی یا مالی و یا اجتماعی است.[۱۷]
 
سجده ملائکه بر آدم یا خدا؟
 
صادقی تهرانی بر خلاف نظر رایج اکثر مفسران، سجده ملائکه را به شکرانه خلقت آدم بر خدا می داند و نه بر آدم، و با دقت ویژه در تفسیر آیه ۱۱ سوره اعراف، آنرا اینگونه تفسیر می کند: و به راستی ما شما را در زمین همواره (در حد امکان و توانتان) تمکین دادیم، و برای شما در آن وسایلی برای معیشت نهادیم (اما) چه کم سپاسگزاری می کنید (۱۰) و بی چون شما را به درستی آفریدیم. سپس به صورتگری شما پرداختیم. پس از آن به فرشتگان گفتیم: «برای (شکرانه ی تعلیم) آدم (برای من) سجده کنید.» پس (همه) سجده کردند، جز ابلیس (که) از سجده کنندگان نبود.<http://forghan.org/_fa/_tarjoman ترجمان وحی] (ترجمان قرآن کریم) - سوراعراف - آیه ۱۱ - محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ اول ۱۳۸۵</ref>
 
{به اعتقاد وی، در آیه ۱۱ سوره اعراف اینجا که فرمان حق نسبت به سجده فرشتگان برای آدم ـ پس از آفرینش و تصویر آدمیان آمده ـ بر دو پایه استوار است.
 - آفرینش و تصویر انسانها در شخص آدم بگونه ای ویژه محقّق است، که در آینده تناسلی بر همان بنا استوار می باشد. و این دو خلق و تصویر با یکدیگر دارای اختلاف چهره فعلی و شأنی است، چهره فعلیش در آدم اول نمودار بوده، که هم خلق و هم تصویرش فعلیت داشته، ولی نسبت به ذریه اش که صلب او و ترائِبِ حوا بود فعلیت خلقش همان حالت ذریه است، و تصویرش حالت شأنی صورتهای گوناگون این ذریه ها می باشد، و این خلقت «کم» هم که: «صورناکم» کلا نظر به حالت فعلی دارد ـ هر کدام در زمان خود ـ سپس فرشتگان که به شکرانه معلم بودن آدم مأمور به سجده برای خدا شدند، منظور شخص آدم نبود، بلکه کل آدمیتها و انسانیت های شایسته مرادند مخصوصاً محمد و محمدیان و سایر پیامبران و معصومان که کلا از آدم برترند، و این نکته اضافه بر جهت معنویتش "ثم قلنا لِلملائکه" که این امر ربانی نسبت به سجود فرشتگان پس از آفرینش و تصویر انسان است. حالت نخستینش آدم است و حالات بعدیش سایر معصومان.
 
"فرشتگان كه به شكرانه معلم بودن آدم مأمور به سجده براى خدا شدند، منظور شخص آدم نبود، بلكه كل آدمیتها و انسانیت‏هاى شایسته مرادند مخصوصاً حضرت محمد صلى الله علیه و آله و محمدیان و سایر پیامبران و معصومان علیهم السلام كه كلًا از آدم برترند، و این نكته اضافه بر جهت معنویتش" ثم قلنا لِلملائكة" كه این امر ربانى نسبت به سجود فرشتگان پس از آفرینش و تصویر انسان است. حالت نخستینش آدم است و حالات بعدیش سایر معصومان. 2- اینكه سجده ملائكه براى شخص آدم نبوده بلكه براى كلّ انسانیتهاى والا است كه حضرت محمّد صلى الله علیه و آله و حضرات محمّدیان علیهم السلام در بالاترین قله این انسانیت والا قرار دارند، و چنانكه شخص آدم در تعلیم أسماء معلّم فرشتگان به گونه‏اى بسى شایسته بوده است، دیگر پیامبران الهى مى‏باشند كه محمّدیان در بالاترین درجات آن قراردارند، و چنانكه در جاهاى مناسب بیان كرده‏ایم مورد سجده خود حضرت آدم نبوده، زیرا بر حسب فطرت و عقل و كتاب و سنّت سجده براى غیر خدا حرام است، روى این اصل این سجده براى آدم و آن سجده پدر و مادر یوسف هر دو براى یوسف سجده شكر بوده كه مورد سجده «اللَّه» است. و سبب سجده خلق اللَّه، كه نعمت بزرگى براى فرشتگان نسبت به آدم و براى پدر و مادر یوسف نسبت به یوسف بوده است."[۱۸]
 
«اسجدوا» فعل لازم است، روی این اصل برای شامل شدن سحده نسبت به مسجود حرف تعدید لازم می باشد، و چون مورد سجده فقط خداست، در اینجا «لله» مخدوف است، که طبعاً لامش برای تعدیه می باشد و لکن لام در لاِدم برای تعدید نیست، بلکه به منظور تکریم آدم است، که در جمع معنای این جمله مبارکه چنین می شود: برای گرامی داشت آدم که معلم شما می باشد، به شکرانه اش برای خدا سجده کنید، روی این اصل آدم نه به عنوان عبودیت مسجود له است، و نه به عنوان احترام، بلکه مسجودٌ له ـ در عبودیت و احترام ـ فقط خداست و آدم به اصطلاح - مسجودٌ لاِجله -بوده، مانند آنکه اگر خدا به شما نعمتی بزرگ از مال یا فرزند عطا فرمود به شکرانه این نعمت برای خدا سجده می کنید، آیا مورد سجده شما مال و فرزند است؟ هرگز! بلکه این خداست که برای او به شکرانه این نعمت سجده می کنید.}[۱۹]
 
برخی فتاوا و مواضع
 تقلید از میت اعلم یا مجتهد زن اعلم واجب است. زیرا اصل تبعیت از احسن القول است و نه چیز دیگر.[۲۰]
 بر مکلفان واجب است در حد توان در احکام الهی تحقیق کنند و از مراجع خود دلیل خواهی کرده و قانع شوند و راه دنبال‏روی و تقلید کورکورانه و ناآگاهانه به‏طور کلی به‏روی همگان بسته است، که شخص مسلمان هر اندازه هم از مسائل اسلامی ناآگاه باشد پیرویش از آن‏چه مطرح است بایستی از روی آگاهی باشد و بس.[۲۱]
 بدن کفار و اهل کتاب پاک است و نجاست ذکر شده در آیه (انماالمشرکون نجس)درخصوص روح ایشان است و ته جسم.[۲۲]
 مسکرات و شراب، چه از آب انگور یا خرما باشند به طور کلی پاکند ولی خوردن آنها حرام است.[۲۳]
 نماز و روزه مسافر شکسته نیست.[۲۴]
 دود و غبار غلیظ مبطل روزه نیست.[۲۵]
 نماز جمعه با شرائطش بر تمامی مکلّفان بدون عسر یا حرج واجب است و در صورتی که امام و مأموم شرایط صحّت خطبه‌ها را رعایت نکند انجام آن جایز نیست و نمی‌توان آن را فرادا خواند.[۲۶]
 زکات مانند خمس بر تمامی درآمدهای حلال اعمّ از زراعتی, تجارتی و... تعلّق می گیرد گرچه درصدش کمتر از خمس است.[۲۷]
 اعتکاف در کل مساجد جایز است.[۲۸]
 شطرنج حرام است.[نیازمند منبع]
 کشیدن سیگار حرام است ولی مبطل روزه نیست.[۲۹]
 متاسفانه شاهد آن هستیم که حتی در حوزه‌های علمیه نیز اگر نظری متفاوت با قرائت رسمی ارائه شود، گروهی استدلال را کنار گذاشته و تنها به تخریب گوینده سخن می‌پردازند و این جای تاسف است که در محافل علمی شاهد چنین برخوردهایی هستیم


آثار

 عربی

الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن والسنه ۳۰ جلد

 الفرقان، التفسیر الموضوعی بین الکتاب والسنه ۲۲ جلد
 الفقه المقارن بین الکتاب والسنه ۸ جلد
 عقائدنا
 المقارنات
 رسول الاسلام فی الکتب السماویه
 حوار بین الالهیین و المادیین
 علی و الحاکمون
 علی شاطیءالجمعه
 فتیاتنا
 أین الکراسه
 مقارنات فقهیه
 تاریخ الفکر و الحضاره
 لماذا نصلی و متی نقصر من الصلاه؟
 لماذا انتصرت اسرائیل و متی تنهزم؟
 حوار بین اهل الجنه و النار
 المناظرات
 المسافرون
 تبصره الفقهاء بین الکتاب و السنه
 تبصره الوسیله بین الکتاب و السنه
 اصول الاستنباط بین الکتاب و السنه
 غوص فی البحار
 الفقهاء بین الکتاب و السنه
 شذرات الوسائل و الوافی المخطوط
 البلاغ فی تفسیر القرآن بالقرآن
 أین الکراسه
 

فارسی

بشارات عهدین (در آنچه پیمبران الهی راجع به پیامبر اسلام گفته اند)

 ستارگان از دیدگاه قرآن
 اسرار، مناسک و ادله حج
 اسلامی ۱۹۲۰ عراق
 آفریدگار و آفریده
 حکومت قرآن
 دعاهای قرآنی
 حکومت مهدی
 آیات رحمانی (در پاسخ به کتاب آیات شیطانی)
 گفت و گویی در مسجدالنبی
 مسیح از نظر قرآن و انجیل
 خاتم پیامبران
 سپاه نگهبانان اسلام
 مفت خواران از دیدگاه کتاب و سنت
 قرآن و نظام آموزشی حوزه
 قضاوت از دیدگاه کتاب و سنت
 پرسش و پاسخهای احکام قضایی بر مبنای قرآن
 حکومت صالحان یا ولایت فقیهان
 ماتریالیسم و متافیزیک
 مفسدین فی الارض
 نماز جمعه
 پیروزی اسرائیل چرا و شکست آن کی؟
 برخورد دو جهان بینی
 حقوق بانوان از دیدگاه کتاب و سنت
 رساله توضیح المسائل نوین
 فقه گویا
 مسافران (نگرشی جدید بر نماز و روزه مسافر)
 تاریخ اندیشه وتمدن
 علی و زمامداران
 ترجمان وحی (ترجمه فارسی قرآن کریم)
 ترجمان فرقان (تفسیر مختصر قرآن کریم فارسی ۵ جلدی)
 نقدی بر دین پژوهی فلسفه معاصر
 http://forghan.org/_fa/_books گناهان کبیره و صغیره] از دیدگاه کتاب و سنت
 اجتهاد و تقلید از دیدگاه کتاب و سنت
 خوردنیها و آشامیدنیها از دیدگاه کتاب و سنت
 و ارث از دیدگاه کتاب و سنت
 (خودساری) از دیدگاه کتاب و سنت
 ازدواج و زناشویی از دیدگاه کتاب و سنت
 طلاق از دیدگاه کتاب و سنت
 طهارت (وضو-غسل-تیمم) از دیدگاه کتاب و سنت
 طهارت (پاک و نجس) از دیدگاه کتاب و سنت
 مالیاتهای اسلامی از دیدگاه کتاب و سنت
 اقتصاد و تجارت از دیدگاه کتاب و سنت
[۳۰][۳۱]
 


پانویس
 
1.↑ آثار جهت دانلود
 2.↑ سایت http://www.forghan.ir جامعة علوم القرآن]
 3.↑ ترجمان وحی - مقدمه - انتشارات شکرانه - چاپ اول ۱۳۸۵
 4.↑ جامعة علوم القرآن
 5.↑ فصلنامه پژوهشهای قرآنی - قرآن و ادیان و فرهنگها (۳) بهار ۱۳۸۲
 6.↑ ۶٫۰ ۶٫۱ "آیت الله محمد صادقی تهرانی درگذشت". http://www.rahesabz.net/story/34542/. Retrieved ۲۰۱۱-۰۳-۲۴.
 7.↑ جامعة علوم القرآن
 8.↑ ارتحال آیت الله صادقی تهرانی
 9.↑ مراسم چهلمین روز ارتحال آیت الله صادقی
 10.↑ اسناد ساواک ایران - ۱۳۴۱
 11.↑ www.forghan.ir
 12.↑ www.forghan.ir
 13.↑ صادقی تهرانی - محمد - تفسیر الفرقان - مقدمه جلد اول
 14.↑ جامعه‌علوم‌القرآن
 15.↑ صادقی تهرانی، محمد - فقه گویا - نقد و بررسی فقه سنتی - ص ۱۹ - انتشارات امید فردا ۱۳۸۰
 16.↑ کتاب فقه گویا- نقد و بررسی فقه سنتی صفحه ۲۰
 17.↑ احکام بلوغ
 18.↑ http://forghan.org/_fa/_tarjoman/index.php ترجمه فرقان، سوره مبارکه اعراف، آیه شریفه 11
 19.↑ ترجمان فرقان - تفسیر سوره اعراف - آیه ۱۱ - محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ اول ۱۳۸۸
 20.↑ مسأله ۱۵ تقلید. [orghan.org/_fa/_resaleh/index.php?catid=116&title=اجتهاد%20و%20تقلید&catid2=147&title2=اجتهاد%20و%20تقلید «رساله توضیح المسائل نوین»].
 21.↑ اجتهاد و تقلید
 22.↑ بدن کفّار پاک می‌باشد
 23.↑ مسکرات ‍‍‍پاکند
 24.↑ مسأله۳۳۲. «رساله توضیح المسائل نوین».
 25.↑ مسأله۴۲۲. «رساله توضیح المسائل نوین».
 26.↑ احکام نماز جمعه
 27.↑ احکام اقتصادی اسلام: زکات
 28.↑ جواز اعتکاف در کل فضای مسجد
 29.↑ مسأله۴۲۲. «رساله توضیح المسائل نوین».
 30.↑ http://www.forghan.org/ جامعة علوم القرآن-آثار
 31.↑ تالیفات و آثار
 
منابع :
 جامعةُ علومِ القرآن
 رسالۀ توضیح المسائل نوین
 آثار محمد صادقی تهرانی در مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
 برخی کتاب‌ها در آدینه بوک
 روزنامه اعتماد
 روز آن لاین
 صادقی تهرانی. محمد - فقه گویا - کتاب فقه گویا آنلاین- سایت رسمی آیت الله صادقی تهرانی
 صادقی تهرانی. محمد - اصول الاستنباط (تفسیر موضوعی قرآن کریم)- چاپ اول - انتشارات شکرانه
 صادقی تهرانی. محمد - ترجمان وحی(ترجمان قرآن کریم) - چاپ اول - انتشارات شکرانه
 صادقی تهرانی. محمد - ترجمان فرقان(تفسیر مختصر قرآن کریم) - چاپ اول - انتشارات شکرانه
 صادقی تهرانی. محمد - تفسیر الفرقان فی تفسیر القرآن (تفسیر ۳۰ جلدی قرآن کریم) - چاپ اول - انتشارات شکرانه]





نوع مطلب : مترجمان و مفسران قرآن، 
برچسب ها : محمد صادق اصفهانی، معروف به تهرانی، مفسر بزرگ قرآن، مترجم قرآن، تفسیر الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، ترجمان وحی،