داستان زندگی حضرت عیسی

سه شنبه 10 بهمن 1391

  یكى از پیامبران اولوالعزم و بزرگ، حضرت عیسى علیه‏ السلام است كه نام مباركش در قرآن 25 بار به عنوان عیسى و 13 بار به عنوان مسیح آمده است، واژه عیسى ترجمه عربى كلمه یشوع است كه به معنى نجات دهنده مى‏ باشد.

او 570 سال قبل از ولادت پیامبر اسلام در سرزمین كوفه در كنار رود فرات چشم به جهان گشود. و به گفته بعضى او در دهكده ناصره یا بیت المقدس در عصر سلطنت فرهاد پنجم یكى از شاهان اشكانى متولد گردید.

ولادت او به طور معجزه به اذن خدا، بدون پدر رخ داد. مادرش حضرت مریم علیهاالسلام دختر عمران از بانوان فرزانه و از شخصیت‏هاى برجسته بنى اسرائیل بود، پدر مریم علیه السلام به نام عمران از نسل حضرت سلیمان علیه‏ السلام بود و از علماى برجسته و پارسا و عابد بنى اسرائیل به شمار مى ‏آمد.

نام مریم علیه السلام در قرآن 34 بار آمده، و یك سوره قرآن (سوره نوزدهم) به نام مریم است، كه از آیه 16 تا 36 به ماجراى ولادت حضرت عیسى علیه ‏السلام و سخن گفتن او در گهواره، و بخشى از زندگى او و چگونگى دعوتش مى ‏پردازد.

قبل از آن كه عیسى علیه‏ السلام متولد شود، فرشتگان از جانب خداوند مریم علیهاالسلام را به تولد او مژده دادند و شخصیت عیسى علیه‏السلام را معرفى كردند، چنان كه در آیه 45 سوره آل عمران مى‏ خوانیم:

إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِى الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ؛
به یاد آورید هنگامى را كه فرشتگان (از جانب خدا) به مریم گفتند: اى مریم! تو را به كلمه ‏اى (وجود باعظمتى) از طرف خودش مژده مى ‏دهد كه نامش مسیح، عیسى پسر مریم است، در حالى كه در دو جهان، انسان برجسته و از مقربان درگاه خدا خواهد بود.

 عیسى علیه ‏السلام در سى سالگى مبعوث به رسالت شد، گرچه طبق آیه 30 سوره مریم وَ جَعَلَنِى نَبِیّاً هنگام كودكى در گهواره سخن گفت و خود را پیامبر خواند، ولى رسمیت رسالتش از سى سالگى به بعد بود. او داراى معجزات فراوان از جمله درمان نمودن بیمارى‏ هاى ناعلاج، و زنده كردن مردگان بود. كتاب انجیل بر او نازل شد، و داراى شریعت مستقل بود، و بنى اسرائیل را به سوى خداى یكتا و بى‏ همتا، دعوت مى‏ كرد، و بر اثر شرایط خاص زندگى و اجبار به سفرهاى متعدد براى تبلیغ دین خدا، ازدواج نكرد و ناگزیر بود كه به طور مجرد زندگى كند.

عیسى علیه‏ السلام داراى دوازده یار مخصوص به نام حواریون بود، كه در عصرش و بعد از آن، او را بسیار یارى كردند و در گسترش آیینش كوشیدند، جز یك نفر از آن‏ها به نام یهودا اسخریوطى كه منافق گردید.

عیسى علیه‏ السلام 33 سال عمر كرد، یهودیان او را دستگیر كردند تا بكشند، خداوند او را از دست آن‏ها نجات داد و به آسمان برد، و در روزهاى آخر عمر، شمعون را وصى و جانشین خود نمود.

آیین او تا بعثت پیامبر اسلام (610 سال) ادامه یافت، و اكنون تعداد پیروان حضرت مسیح علیه‏ السلام در دنیا از تعداد همه پیروان ادیان دیگر بیشتر است، كه به عنوان مسیحى خوانده مى ‏شوند.

ولادت حضرت عیسی علیه السلام

 مریم علیها السلام مطابق نذر مادرش، به خدمتگذارى مسجد می پرداخت. او تحت پرستارى حضرت زكریا علیه‏السلام همچنان در مسجد بیت المقدس خدمت مى ‏كرد و به عبادت و نیایش ادامه مى ‏داد، تا این كه فرشتگان به نزدش آمدند و او را بى آن كه ازدواج كرده باشد به پسرى به نام مسیح، عیسى بن مریم علیه السلام بشارت دادند. پسرى كه داراى شخصیت برجسته در دنیا و آخرت است.

طبق آیه قرآن :

قَالَتْ رَبِّ أَنَّى یَكُونُ لِی وَلَدٌ وَلَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ كُن فَیَكُونُ; (آل عمران آیه 47)
[مریم] گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنكه بشرى به من دست نزده است گفت چنین است [كار] پروردگار خدا هر چه بخواهد مى ‏آفریند چون به كارى فرمان دهد فقط به آن مى‏ گوید باش پس مى‏ باشد

مریم علیه السلام در خلوتگاه عبادت، در گوشه‏اى از مسجد بیت المقدس مشغول راز و نیاز بود، ناگاه خداوند یكى از فرشتگان بزرگ خود (جبرئیل) را به شكل یك جوان زیبا و خوش قیافه و سالم به سوى مریم فرستاد.

پیدا است كه مریم علیه االسلام با دیدن آن جوان بیگانه، چه حالتى پیدا مى‏ كند، مریم كه همواره پاكدامن مى ‏زیسته و از دامان پاكان پرورش یافته و به عفت و پاكدامنى، ضرب‏ المثل شده، هراسان و وحشت زده شد و همان لحظه فریاد زد:

من از تو به خداى رحمان پناه مى‏ برم، اگر پرهیزكار هستى. مریم علیه السلام با نگرانى و دلهره منتظر پاسخ آن مرد جوان بود، كه ناگهان شنید که او می گوید:

اءنَّما اَنا رسُولُ رَبِّكِ لَاهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِیّاً؛ من فرستاده پروردگار توأم (آمده‏ام) تا پسرى پاكیزه به تو ببخشم.

مریم علیه السلام از این رو كه اطمینان یافت فرستاده خدا به سوى او آمده آرامش یافت، ولى از روى تعجب گفت:

چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه تاكنون انسانى با من تماس نگرفته است، و زن آلوده‏اى هم نیستم؟!

جبرئیل گفت: مطلب همین است كه پروردگارت فرموده، این كار بر من سهل و آسان است، ما مى‏ خواهیم او (عیسى) را نشانه‏اى براى مردم قرار دهیم، و رحمتى از سوى ما براى آنها باشد.(766)

جبرئیل علیه‏السلام در گریبان مریم علیها السلام دمید (فَنَفخنا فِیها مِن روحِنا) و از آن پس مریم علیه السلام احساس كرد كه باردار شده است.(768)

مریم علیه السلام هنگامى كه درد زایمان گرفت، كنار تنه درخت خرماى خشكیده‏ اى رفت، تنها و غمگین بود. ناگهان (از جانب خدا) صدایى به گوشش شنید:

غمگین مباش، خداوند در قسمت پایین پاى تو، چشمه آب گوارایى را جارى ساخته است. و نظر به بالاى سرت بیفكن، بنگر كه چگونه ساقه خشكیده، به درخت نخل بارورى تبدیل شده كه میوه‏ها، شاخه‏ هایش را زینت بخشیده ‏اند. درخت را تكانى بده تا رطب تازه براى تو فرو ریزد، و از این غذاى لذیذ و نیرو بخش بخور، و از آن آب گوارا بنوش، و چشمت را به این نوزاد روشن بدار و هرگاه كسى از انسان‏ها را دیدى، (با اشاره) بگو من براى خداوند رحمان روزه‏اى (روزه سكوت) نذر كرده ‏ام، بنابراین امروز با هیچ انسانى سخن نمى‏ گویم و بدان كه این نوزاد خودش از خود دفاع خواهد كرد. (مضمون آیات 13 تا 26 سوره مریم)

به این ترتیب عیسى علیه‏السلام به قدرت الهى از مادرى پاك و نمونه چشم به جهان گشود.

سخن گفتم حضرت عیسی در گهواره

 مریم علیه السلام عیسى علیه ‏السلام را در آغوش گرفت و به سوى مردم آمد، مردم جاهل و بى‏ پروا، بى‏ درنگ به آن بانوى بسیار پاك، نسبت ناروا دادند، و گفتند: اى مریم! كار بسیار عجیب و بدى انجام دادى! اى خواهر هارون (اى كسى كه همچون هارون پیامبر، به پاكى و تقوا معروف هستى) نه پدر تو (عمران) مرد بدى بود، و نه مادرت (حنّه) بانوى ناپاكى بود، این پسر را از كجا آورده‏اى؟!

مریم در حالى كه بسیار در فشار بود، سكوت كرد ولى دید آن‏ها همچنان به ناسزاگویى ادامه مى ‏دهند. در این هنگام عیسى علیه ‏السلام در گهواره دستى در نزد مریم علیه السلام بود، مریم اشاره به عیسى علیه‏ السلام كرد، كه ‏اى فرزند به پاكى من و پاكزادى خودت، گواهى بده، و به آن‏ها گفت: از این كودك بپرسید.

قوم كه از اشاره مریم علیه السلام بسیار ناراحت شده بودند، با نیشخند و ناراحتى گفتند:

ما چگونه با كودكى كه در گهواره است سخن بگوییم؟

امام باقر علیه ‏السلام فرمود: هفتاد نفر زن، اطراف مریم علیه السلام را گرفتند و او را با ناسزاگویى سرزنش نمودند، در این هنگام عیسى علیه ‏السلام در گهواره به آن‏ها گفت: واى بر شما! آیا به مادرم نسبت ناروا مى ‏دهید، من بنده خدا هستم، خداوند به من كتاب داده، سوگند به خدا بر هر یك از شما به خاطر تهمتى كه به مادرم مى ‏زنید بحد تهمت را جارى مى‏ كنم.

یكى از حاضران از امام باقر علیه ‏السلام پرسید: آیا بعد از این (هنگامى كه عیسى بزرگ شد) عیسى علیه ‏السلام بر آن‏ها حد جارى كرد؟

امام باقر علیه‏السلام فرمود: آرى بحمدلله.

گواهى عیسى علیه‏السلام در گهواره، در قرآن چنین آمده است:

قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا وَجَعَلَنِی مُبَارَكًا أَیْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَیًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا وَالسَّلَامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا (سوره مریم آیات 30 تا 33)
من بنده خدایم، خداوند به من كتاب آسمانى داده و مرا پیامبر نموده است و مرا وجودى پر بركت كرده و مرا در هر كجا باشم، مادام كه زنده ‏ام، به نماز و زكات توصیه نموده است و مرا نسبت به مادرم نیكوكار قرار داده و جبّار و شقى قرار نداده است و سلام خدا بر من، آن روز كه متولّد شدم، و آن روز كه مى ‏میرم، و آن روز كه زنده برانگیخته مى‏ شوم.

 ابوبصیر از امام صادق علیه‏السلام پرسید: چرا خداوند عیسى علیه‏السلام را بدون پدر آفرید؟

امام صادق علیه‏السلام در پاسخ فرمود: تا مردم به قدرت وسیع الهى پى ببرند و بدانند كه خدا حتى قدرت دارد كه از زن بى همسر، فرزند بیافریند، چنان كه قدرت دارد انسانى (مانند آدم علیه‏السلام) را بدون پدر و مادر خلق كند، و او بر هر چیز قادر است.

معجزات و پند های حضرت عیسی

حضرت عیسى علیه‏ السلام در سى سالگى رسماً رسالت خود را به مردم اعلام نمود، و هر رسولى براى اثبات پیامبرى و رسالت خود معجزه دارد. عیسى علیه‏السلام به بنى اسرائیل گفت:

انِّى قَد جِئتُكم بآیَةٍ مِن ربِّكُم؛ من از طرف پروردگار شما نشانه‏اى برایتان آورده‏ام.( آل عمران آیه 48)

آنگاه پنج معجزه خود را به این ترتیب برشمرد:

1 - من از گِل چیزى به شكل پرنده مى‏ سازم، سپس در آن مى‏ دمم، به فرمان خدا پرنده ‏اى مى‏ گردد.

2 - كور مادرزاد را بینا مى ‏كنم.

3 - مبتلایان به بیمارى برص (پیسى) را بهبود مى ‏بخشم.

4 - مردگان را زنده مى‏ كنم.

5 - و از آن چه مى‏ خورید و در خانه خود ذخیره مى ‏سازید، خبر مى‏ دهم.

قطعا در این نه نشانه‏اى براى شما به سوى حق است، اگر ایمان داشته باشید.

گروهى عیسى علیه ‏السلام را تصدیق كرده، ایمان آوردند، ولى گروهى دیگر او را انكار كرده و معجزات او را سحر و جادو خواندند. عیسى علیه‏ السلام همچنان مردم را به سوى توحید دعوت مى‏ كرد، و با پند و اندرز، آن‏ها را به راه راست هدایت مى‏ نمود.

روزى با حواریون (یاران خاص خود) از سرزمین اردن به بیت المقدس، حركت كردند. در بین راه هر كور و شل را مى ‏دید به اذن خدا شفا مى ‏بخشید. به این ترتیب مردم را با آیات و نشانه ‏هاى الهى، از بت‏پرستى و انحراف بر حذر داشته و به سوى خداى بزرگ راهنمایى مى‏ نمود.(تاریخ انبیاء،ص 731)

شخصى از او پرسید: سخت‏ ترین چیز چیست؟ فرمود: خشم خدا. از او پرسید: چه چیز موجب دورماندن از خشم خدا است؟ فرمود: ترك خشم خود.

روزى هنگامى كه از بیابان وسیع و خشك مى گذشتند و تشنگى و گرسنگى حواریون را از پاى درآورده بود، آنان با آنكه به خداوند و قدرت بى كران او ایمان داشتند، اما براى اطمینان بیشتر، از عیسى خواستند كه از خدا بخواهد تا مائده اى براى آنان نازل فرماید. و خداوند دعاى عیسى را مستجاب فرمود. شرح این ماجرا در سوره مائده آیات 112 تا 115 آمده است.

ماجرای حمله به حضرت عیسی و غیبت او به خواست خداوند

كار دعوت عیسى بالا گرفت . مردم ، به ویژه مردم محروم ، گروه گروه به او مى پیوستند و در نتیجه ترفندهاى دین پناهان دنیا خواه یهودى رنگ مى باخت و مردم كه با ارشاد مسیح آگاه مى شدند، دیگر كمترین اعتنایى به آنان نمى كردند. از این رو، بزرگان دین یهود به حاكم وقت گوشزد كردند:
- این مرد ساحر كه دین ما را به هیچ گرفته ومردم را كافر كرده است به زودى جمعیت انبوه بیت المقدس را بر ضد حكومت یهود خواهد شورانید. تا دیر نشده است باید او را از میان برداشت !
- بسیار خوب ! هر قدر كه از سپاهیان لازم دارید خواهم فرستاد، تا به كمك آنان او را به چنگ بیاورید و به دار بیاویزید!
اما عیسى و اطرافیان او كه از خطر آگاه شده بودند، روى نشان نمى دادند. و چون مردم با عیسى همدلى داشتند، كسى جاى او را افشا نمى كرد و یهودیان ، از یافتن او درمانده شده بودند. به همین علت ، تصمیم بر آن شد كه در بیت المقدس جلسه كنند و براى دستیابى به او به چاره جویى بپردازند.
درست روزى كه بزرگان یهودى پس از مدتها ناكامى در یافتن عیسى در بیت المقدس جلسه كرده بودند، یكى از حواریان به نام یهوداى اسخریوطى كه شیطان در دل او لانه ساخته و او را به دام خیانت گرفتار كرده بود خود را به محل اجتماع آنان رساند و به امید پاداش و کسب مرتبه در نزد آنان محل اقامت حضرت عیسی را به یهودیان لو داد! و خود به جمع حواریون بازگشت
نیمه شب وقتی سپاهیان برای بازداشت و اعدام حضرت عیسی حمله کردند. در چنین لحظه‏اى خطرناك، خداوند عیسى علیه‏السلام را تنها نگذاشت، او را یارى كرد و وجودش را از چشم مهاجمان پوشانید، در نتیجه آن‏ها مردى را كه شباهت كامل به عیسى علیه ‏السلام داشت. (یعنى همان یهودا اسخریوطى) به جاى عیسى علیه‏ السلام دستگیر كردند، آن مرد بر اثر وحشت و ناراحتى شدید، خود را باخت، دهانش لال شد و نتوانست خود را معرفى كند. یهودا به دست جلادان به دار آویخته شد و اعدام گردید و به مكافات عمل خود رسید.

قیصر روم و وزیران و لشگریان پنداشتند، عیسى علیه‏السلام را كشته ‏اند، ولى به فرموده قرآن‏

مَا قَتَلُوهُ وَ مَا صَلَبُوهُ وَ لَكِن شُبِّهَ لَهُمْ؛ ( نساء آیه 157) نه عیسى علیه‏السلام را كشتند، و نه به دار آویختند، ولى امر به آنها مشتبه شد.

در جامعه منعكس شد كه عیسى علیه ‏السلام اعدام گردید، حتى مسیحیان همین عقیده را دارند و شعار صلیب كه در تمام شؤون زندگى مسیحیان دیده مى‏ شود، بر اساس این اعتقاد است كه عیسى علیه ‏السلام مصلوب شد یعنى به دار آویخته شد و به شهادت رسید.

ولى طبق نص صریح قرآن؛ او كشته نشد و به دار آویخته نشد، بلكه خداوند او را زنده به سوى خود برد (نساء، 157) و هم اكنون زنده است و در آسمان به سر مى‏ برد و هنگام ظهور حضرت مهدى (عج) به زمین فرود خواهد آمد و پشت سر آن حضرت نماز مى‏ خواند.


برگرفته از: کتاب قصه ‏هاى قرآن به قلم روان‏ (محمد محمدى اشتهاردى‏ رحمه الله علیه)
کتاب داستان پیامبران جلد هاى 1 و 2 (سید على موسوى گرمارودى)

پایگاه قرآنی کلام الهی
سامان سوهانیان




نوع مطلب : پیامبران، 
برچسب ها : معجزات حضرت عیسی، زندگی حضرت عیسی مسیح، پند و اندرز،