زندگی حضرت محمد (ص) - تولد تا بعثت

چهارشنبه 25 بهمن 1391
نام: محمد بن عبد الله
ولادت: هفدهم ربیع الاول عام الفیل (570م)- مکه
وفات:  28 صفر سال 11 ق در 63 سالگی
كنیه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابو ابراهیم
القاب: رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه‏ و...
منصب حضرت محمد (ص): آخرین پیامبر الهى، بنیان‏گذار حكومت اسلامى و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.


پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلى الله علیه و آله و سلم برترین پیامبران و رسولان، و خاتم آن‏ها است و پس از او پیامبرى نخواهد آمد، سلسله نسب آن حضرت با سى واسطه به ابراهیم خلیل علیه ‏السلام مى‏ رسد.

نام مبارك پیامبر اسلام، حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم است. این نام چهار بار در قرآن آمده، و نام دیگر آن حضرت احمد صلى الله علیه و آله و سلم است كه یك بار در قرآن ذكر شده است. ولى القاب آن حضرت به عنوان نبى و رسول، بشیر، نذیر، خاتم النبیین، ده‏ها بار در قرآن خاطر نشان شده است....
دوران کودکی

پدر پیامبر‌(ص)‌، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبیلة بزرگ قریش بودند ؛ قبیله‌ای كه بزرگان آن از نفوذ فراوانی در مكه برخوردار بودند و بیشتر به بازرگانی اشتغال داشتند . عبدالله ، پدر پیامبر (ص) اندكی پیش از تولد فرزندش برای تجارت با كاروانی به شام رفت و در بازگشت بیمار شد و درگذشت . بنا بر رسم خانواده های بزرگ مکه " آمنه " پسر عزیزش ، محمد را به دایه ای به نام حلیمه سپرد تا در بیابان گسترده و پاک و دور از شهر پرورش یابد . " حلیمه " زن پاک سرشت مهربان به این کودک نازنین که قدمش در آن قبیله مایه خیر و برکت و افزونی شده بود ، دلبستگی زیادی پیدا کرده بود و لحظه ای از پرستاری او غفلت نمی کرد.
محمد (ص) 6 ساله بود كه همراه مادر برای دیدار خویشان به یثرب ( مدینه ) رفت‌، اما آمنه نیز در بازگشت ، بیمار شد و درگذشت و او را در ابواء (نزدیك مدینه) به خاك سپردند. محمد ( ص)
از آن زمان در دامان پدر بزرگش " عبد المطلب " پرورش یافت . " عبد المطلب " نسبت به نوه بزرگ منش خود که آثار بزرگی در پیشانی تابناکش ظاهر بود ، مهربانی عمیقی نشان می داد .
دو سال بعد بر اثر درگذشت عبد المطلب ، " محمد " از سرپرستی پدر بزرگ نیز محروم شد
و سرپرستی محمد ( ص) بر عهده عمویش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در سرپرستی برادر زاده اش كوششی فرآوان داشت.
ابوطالب پدر " علی " بود . ابوطالب تا آخرین لحظه های عمرش از برادرزاده عزیزش پرستاری و حمایت کرد . حتی در سخت ترین و ناگوارترین پیشامدها که همه اشراف قریش و گردنکشان سیه دل ، برای نابودی محمد(ص) دست در دست یکدیگر نهاده بودند ، جان خود را برای حمایت برادر زاده اش سپر بلا کرد.

نوجوانی و جوانی حضرت محمد

از دوران نوجوانی آرامش و وقار در سیمای ایشان کاملا محسوس و مشهود بود و پیامبر را از سایر هم سن و سال های خود متمایز می کرد.
در یكی از سالها ابوطالب همراه كاروان قریش برای تجارت عازم شام شد. بنا به تقاضای محمد (كه بر حسب اختلاف مورخان، در آن هنگام 8، 9، 12 یا 13 ساله بود) ابوطالب او را نیز به همراه خود برد. زمانی كه كاروان به بصری رسید، در كنار صومعه ای به استراحت پرداخت. در آن صومعه راهبی به نام بحیرا زندگی می كرد كه عالم بزرگ مسیحیان بود. در میان جمعیت برادرزاده ابوطالب توجه وی را جلب كرد ؛ زیرا برخی از نشانه هایی را كه او درباره پیامبر موعود می دانست، در محمد مشاهده كرد. بحیرا باز هم برای اطمینان بیشتر محمد(ص) را به لات و عزی (نام دو بت از بتهای  اهل مکه) سوگند داد که در آنچه از وی  می پرسد جز راست و درست بر زبانش نیاید . محمد با اضطراب و ناراحتی گفت ، من این دو بت را که نام بردی دشمن می دانم مرا به خدا سوگند بده ! بحیرا یقین کرد که این کودک همان پیامبر بزرگوار خداست که بجز خدا به کسی  و چیزی عقیده ندارد و به ابوطالب سفارش كرد كه از او مراقبت و از گزند یهود حفظ كند.

بر اصل این قضیه جای شبهه و تردید نیست ؛ زیرا قرآن مجید در آیات متعدد، پیشگویی پیامبران پیشین، از بعثت حضرت محمد را نقل كرده
:

وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِینَ  (سوره بقره-آیه 89) و هنگامى كه از جانب خداوند كتابى كه مؤید آنچه نزد آنان است برایشان آمد و از دیرباز [در انتظارش] بر كسانى كه كافر شده بودند پیروزى مى‏ جستند ولى همین كه آنچه [كه اوصافش] را مى‏ شناختند برایشان آمد انكارش كردند پس لعنت‏ خدا بر كافران باد.

الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْكِتَابَ یَعْرِفُونَهُ كَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِیقًا مِّنْهُمْ لَیَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ (بقره آیه 146); كسانى كه به ایشان كتاب [آسمانى] داده‏ایم همان گونه كه پسران خود را مى‏ شناسند او [=محمد] را مى‏ شناسند و مسلما گروهى از ایشان حقیقت را نهفته مى‏دارند و خودشان [هم] مى ‏دانند.

وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ (صف - آیه 6); و هنگامى را كه عیسى پسر مریم گفت اى فرزندان اسرائیل من فرستاده خدا به سوى شما هستم تورات را كه پیش از من بوده تصدیق مى‏كنم و به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏آید و نام او احمد است بشارتگرم پس وقتى براى آنان دلایل روشن آورد گفتند این سحرى آشكار است.

محمد دوران نوجوانی و جوانی را که برای افراد عادی دوران ستیزه جویی و آلودگی به بعضی عادات ناشایست است در کمال پاکدامنی و وقار می گذراند. اینقدری ایشان مزین به امانت و درستی بودند که ایشان را " امین " لقب نهادند.
علاوه بر این آثار شجاعت و صلابت روحی در ایشان موج می زد و این دلاوری ها در جنگ های اسلام بسیار درخشان است.

پیمان
حلف الفضول

در گذشته بین برخی از قبیله ها پیمانی به نام " حلف الفضول " بود که پایه آن بر دفاع از حقوق افتادگان و بیچارگان بود و پایه گذاران آن کسانی بودند که اسمشان " فضل " یا از ریشه " فضل " بود .
محمد ( ص ) در سن بیست سالگی به این پیمان پیوست ، اما پیش از آن - همچنان که بعد از آن نیز - به اشخاص فقیر و بینوا و کودکان یتیم و زنانی  که شوهرانشان را در جنگها از دست داده بودند ، محبت بسیار می کرد و هر چه می توانست از کمک نسبت به محرومان خودداری نمی نمود . پیوستن وی نیز به این پیمان چیزی جز علاقه به دستگیری بینوایان و رفع ستم از مظلومان نبود .
بعدها پیامبر اکرم ( ص ) از این پیمان ، به نیکی یاد می کرد . از جمله فرمود : " در خانه عبدالله جدعان شاهد پیمانی  شدم که اگر حالا هم (پس از بعثت به پیامبری) مرا به آن پیمان دعوت کنند قبول می کنم . یعنی حالا نیز به عهد و پیمان خود وفادارم " .

ازدواج حضرت محمد(ص)

شهرت محمد (ص) به راستگویی و درستكاری چنان زبانزد همگان شده بود كه « امین » لقب گرفت و همین صداقت و درستی توجه خدیجه دختر خویلد را جلب كرد و او
خواست که محمد ( ص ) را برای تجارت به شام بفرستد و از سود بازرگانی خود سهمی به محمد ( ص ) بدهد . محمد ( ص ) این پیشنهاد را پذیرفت . خدیجه " میسره " غلام خود را همراه محمد ( ص ) فرستاد . وقتی میسره و محمد از سفر پر سود شام برگشتند ، میسره گزارش سفر را جزء به جزء به خدیجه داد و از امانت و درستی محمد ( ص ) حکایتها گفت؛ سپس خدیجه چنان شیفتة درستكاری « محمد امین‌» شد كه خود برای ازدواج با وی گام پیش نهاد ، در حالی كه بنابر مشهور ، دست‌كم 15 سالی از او بزرگ‌تر بود . خدیجه برای محمد ( ص ) همسری فداكار بود و تا زمانی كه حیات داشت ، پیامبر همسر دیگری برنگزید . او برای پیامبر ( ص ) فرزندانی آورد كه پسران همگی در كودكی در گذشتند و در میان دختران ، از همه نامدارتر ، حضرت فاطمه‌( ع) است.

محمد(ص)
نزد مردمان به عنوان فردی اهل تأمل و تفكر شناخته شده ، و از خوی و رفتارهای ناپسند قوم خود سخت ناخشنود بود . از آداب و رسوم زشت آنان چشمگیرتر از همه بت پرستی بود و پیامبر (ص) از آن روی بر می‌تافت.


برگرفته از:
تاریخ پیامبر اسلام آیتى و دكتر گرجى
کتاب
تاریخ یعقوبی
تاریخ انبیاء
کتاب قرآن کریم و ترجمه
کتاب داستان پیامبران نوشته گرمارودی
قصه ‏هاى قرآن به قلم روان(محمد محدی اشتهاری)

پایگاه قرآنی کلام الهی
سامان سوهانیان





نوع مطلب : پیامبران، 
برچسب ها : زندگی حضرت محمد(ص)، دوران کودکی و نوجوانی پیامبر اسلام، ازدواح رسول خدا، محمد امین، پیمان حلف الفضول،