داستان زندگی حضرت زکریا (ع)

سه شنبه 15 اسفند 1391
 یكى از پیامبران حضرت زكریا علیه‏ السلام است، كه نام مباركش در قرآن هفت بار در چهار سوره آمده است که به ترتیب عبارتند از: سوره هاى آل عمران، انعام، مریم و انبیا. در سوره انعام فقط به ذکر نام آن حضرت در ضمن سایر انبیا اکتفا شده، ولى در آن سه سوره دیگر، شمه اى از احوالات او نیز ذکر شده است.

زكریا بن برخیا علیه ‏السلام از پیامبران بنى اسرائیل بود، كه سلسله نسبش به حضرت داوود علیه ‏السلام مى‏ رسد، او رییس راهبان و خدّام بیت المقدس بود و مردم را به شریعت حضرت موسى علیه ‏السلام دعوت مى‏ كرد....
 
ازدواج زكریا علیه ‏السلام‏

در میان بنى اسرائیل دو خواهر برجسته و بزرگ‏زاده وجود داشتند، یكى به نام حنّه و دیگرى به نام اشیاع، اشیاع همسر زكریا علیه‏ السلام گردید، و حنّه همسر عمران شد.

مقام عفت، و عصمت، نجابت، صبر و تحمل اشیاع، مشهور و معروف است. وی از جمله زنانی است كه در قرآن مجید به وی اشاره شده است (آیه 5 و 8 سوره مریم - آیه 40 سوره آل عمران)

به این ترتیب زكریا و عمران، دو شخصیت بزرگ بنى اسرائیل، باجناق همدیگر شدند، و علاوه بر رابطه مكتبى، رابطه خویشاوندى نیز پیدا كردند. چندسال از این ماجرا گذشت، عمران صاحب دخترى به نام مریم شد، ولى زكریا علیه‏السلام داراى فرزند نشد، زیرا همسرش نازا بود.

سرپرستى زكریا علیه‏ السلام از مریم علیه السلام‏

مریم علیه السلام به معنى زن عبادت كننده و خدمتگزار است. از آن جا كه حنه مى‏ خواست او را خدمتگزار مسجد و عبادت‏ كننده در مسجد بیت المقدس قرار دهد، نام او را مریم نهاد.

كم كم مریم علیه السلام بزرگ شد و با این كه دختر بود، خداوند او را به عنوان خدمتگزار مسجد بیت المقدس پذیرفت.

مطابق تواریخ، عمران پدر مریم علیه ‏السلام، قبل از تولد مریم علیه السلام از دنیا رفت، از این رو وقتى كه مریم علیه السلام خدمتگزار مسجد شد، نیاز به سرپرست داشت، حنه مریم را كه كودك بود به بیت المقدس نزد علما و دانشمندان یهود آورد و گفت: این كودك هدیه به بیت المقدس است، سرپرستى او را یك نفر از شما بر عهده بگیرد.

چون آثار عظمت از چهره مریم علیه السلام دیده مى‏ شد، گفتگو در میان دانشمندان بنى اسرائیل در گرفت، هر كدام از آن‏ها مى‏ خواست این افتخار نصیب او شود.

سرانجام تصمیم گرفتند قرعه‏ كشى كنند، به كنار نهرى آمدند. حضرت زكریا علیه‏ السلام نیز جزء آن‏ها بود. قلم‏ها و چوب هایى را كه به وسیله آن‏ها قرعه مى ‏زدند حاضر كردند، نام هر یك از داوطلبان سرپرستى مریم علیه السلام را روى آن چوب‏ها نوشتند و آن قلم‏ها را در میان آب انداختند، هر قلمى كه در میان آب فرو مى ‏رفت، بازنده بود و تنها قلمى كه روى آب ماند، قلمى بود كه نام زكریا روى آن نوشته شده بود. به این ترتیب سرپرستى زكریا علیه‏ السلام نسبت به مریم علیه‏ السلام قطعى شد، و در واقع حضرت زكریا علیه ‏السلام از همه شایسته ‏تر به سرپرستى مریم علیه ‏السلام بود، زیرا علاوه بر مقام نبوت، شوهر خاله مریم علیه‏ السلام نیز بود.

حضرت زكریا علیه‏ السلام همچنان سرپرستى حضرت مریم علیه ‏السلام را بر عهده گرفت تا مریم علیه السلام بزرگ شد.

غذاهاى بهشتى در كنار محراب مریم علیه السلام‏

حضرت مریم علیه السلام به خدمتگزارى مسجد بیت المقدس مشغول شد و خداوند او را براى این مقام پذیرفت. به گفته بعضى نشانه پذیرش خداوند این بود كه مریم علیه السلام بعد از بلوغ و دوران خدمتگزارى بیت المقدس، هرگز عادت ماهانه ندید تا به دور شدن از آن مركز روحانى مجبور نگردد.

مریم علیه السلام آن چنان به عبادت خدا مشغول بود كه روزها روزه مى ‏گرفت و شب‏ ها به عبادت مى‏ پرداخت، او آن چنان در پرهیزكارى و معرفت و شناسایى پروردگار پیش رفت كه از دانشمندان پارساى آن زمان نیز پیشى گرفت.

هنگامى كه زكریا علیه‏ السلام كنار محراب او قرار مى‏ گرفت و براى دیدار او مى‏ آمد، غذاهاى مخصوصى در كنار محراب او مشاهده مى ‏كرد، كه شگفت‏زده مى ‏شد، روزى به او گفت:

(یا مَریمُ اَنِّى لَكِ هذَا؛

اى مریم! این غذاها (و میوه‏ هاى غیر فصل) را از كجا آوردى؟

مریم علیه السالم در جواب گفت:

هُوَ مِن عندِ اللهِ اءنّ اللهَ یَرزُقُ مِن یشاءُ بِغیرِ حِسابٍ؛

این از طرف خدا است، و او است كه هر كس را بخواهد، بى حساب روزى مى ‏دهد.) (آل عمران آیه 37)

آرى به این ترتیب خداوند غذاهاى بهشتى غیر فصل را به مریم مى‏ رسانید.

دعاى زكریا علیه ‏السلام و اجابت آن، و ولادت یحیى علیه ‏السلام‏

حضرت زكریا علیه ‏السلام همیشه اهل دعا و راز و نیاز بود، ولى دیدن منظره غذاهاى بهشتى كنار محراب حضرت مریم علیه السلام، و استجابت دعاهاى مریم علیه‏ السلام، گویى جرقه‏ اى بود كه چاشنى قلب او را منفجر كرد و سخت تحت تأثیر قرار گرفت. سال‏ها بود تقاضاى فرزندى از خدا نموده بود، تا پس از او وارث او گردد، ولى نتیجه نگرفته بود.

شاید زكریا علیه ‏السلام دیگر امید نداشت تا داراى فرزند شود، زیرا هم خودش به نهایت پیرى رسیده بود و هم همسرش پیر شده بود، چنان كه از ابن عباس نقل شده: زكریا صد و بیست سال داشت، و همسرش داراى نود و هشت سال بود.

اما دیدار منظره میوه ‏هاى بهشتى تابستانى در فصل زمستان و بر عكس، روح و جان او را سرشار از امید كرد، و دریافت كه مى ‏تواند در فصل پیرى داراى میوه فرزند شود، چنان كه مریم علیه السلام در غیر فصل میوه، داراى میوه ‏هاى گوناگون شده است. در همین جا بود كه به خدا عرض كرد:

هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِن لَّدُنْكَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّكَ سَمِیعُ الدُّعَاء؛ آنجا [بود كه] زكریا پروردگارش را خواند [و] گفت پروردگارا از جانب خود فرزندى پاك و پسندیده به من عطا كن كه تو شنونده دعایى.(آل عمران آیه 38)

طولى نكشید كه فرشتگان در آن موقع كه او در محراب ایستاده، مشغول نیایش بود، صدا زدند:

فَنَادَتْهُ الْمَلآئِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرَابِ أَنَّ اللّهَ یُبَشِّرُكَ بِیَحْیَى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَسَیِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِیًّا مِّنَ الصَّالِحِینَ؛ هان اى زكریا! خداوند تو را به یحیى بشارت مى ‏دهد، در حالى كه كلمه خدا (حضرت عیسى علیه ‏السلام) را تصدیق مى‏ كند و آقا و رهبر خواهد بود، و از هوى و هوس بركنار، و پیامبرى از صالحان است.(آل عمران آیه 39)

زكریا علیه ‏السلام (كه به چگونگى داشتن فرزند در سنین پیرى مى ‏اندیشید) گفت:

قَالَ رَبِّ أَنَّىَ یَكُونُ لِی غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِیَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِی عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللّهُ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ؛ پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد در حالى كه پیرى به من رسیده، و همسرم نازا است. (آل عمران آیه 40)

خداوند به او فرمود: این گونه خداوند هر كاری را كه بخواهد انجام مى ‏دهد.

زكریا علیه‏ السلام مى ‏خواست قلبش سرشار از یقین گردد و ایمانش به مرحله شهود برسد (چنان كه ابراهیم خلیل علیه ‏السلام براى آرامش قلبش، تقاضاى مشاهده صحنه معاد كرد) از این رو به خدا عرض كرد: پروردگارا! نشانه‏ اى براى من قرار بده!

خداوند فرمود:

آیَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَیَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِیرًا وَ سَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَالإِبْكَارِ؛ نشانه تو آن است كه سه روز، جز به اشاره و رمز، با مردم سخن نخواهى گفت. (و زبانت، بدون علّت ظاهرى، از كار مى‏افتد.) پروردگار خود را (به شكرانه این نعمت بزرگ،) بسیار یاد كن، و به هنگام صبح و شام، او را تسبیح بگو.(آل عمران آیه 41)

فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَیْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِیًّا؛ زكریا از محراب عبادتش به سوى مردم آمد و با اشاره به آن‏ها گفت: صبح و شام (به شكرانه این نعمت) خدا را تسبیح گویید.(مریم آیه 11)

طولى نكشید كه همسر زكریا علیه ‏السلام احساس باردارى كرد، و پس از مدتى یحیى علیه ‏السلام چشم به جهان گشود و حضرت زكریا و همسرش، پس از سال‏ها امید و آرزو داراى فرزندى مبارك شدند.

گریه حضرت زكریا علیه ‏السلام براى مصائب امام حسین علیه ‏السلام‏

حضرت زكریا علیه‏ السلام از درگاه خداوند خواست تا نام‏ هاى پنج تن آل عبا را به او بیاموزد. خداوند نام آن‏ها را به او آموخت.

زكریا علیه ‏السلام هرگاه نام محمد صلى الله علیه و آله و سلم، على علیه ‏السلام، فاطمه علیه السلام، و حسن علیه‏ السلام را به زبان مى‏آورد غم و اندوه از او برطرف مى ‏شد. ولى وقتى كه نام حسین علیه ‏السلام را به زبان مى ‏آورد، بى اختیار منقلب شده و اشكهایش جارى مى ‏گشت و نفسهایش به شماره مى‏ افتاد.

روزى به خدا عرض كرد: خداوندا! چه شده كه وقتى نام محمد صلى الله علیه و آله و سلم، على علیه‏ السلام، فاطمه علیه السلام و حسن علیه‏ السلام را به زبان مى‏ آورم، اندوهم بر طرف مى ‏گردد، ولى همین كه نام حسین علیه ‏السلام را به زبان مى ‏آورم منقلب مى‏ شوم، و اشكهایم سرازیر مى ‏شود؟

 خداوند ماجراى جانسوز شهادت حسین علیه ‏السلام را به او خبر داد و فرمود:

كَهیعص = كاف اشاره به كربلا است، هاء اشاره به هلاكت عترت حسین علیه ‏السلام است، یاه اشاره به یزید ستمگر است كه موجب ظلم به حسین علیه ‏السلام مى‏ شود، عین اشاره به عطش حسین علیه‏ السلام است، و صاد اشاره به صبر او است.

وقتى زكریا قضیه حسین علیه ‏السلام را شنید، سه روز از مسجد بیت المقدس بیرون نیامد و براى مصائب حسین علیه ‏السلام گریه و ناله كرد و گفت: خدایا! آیا على و فاطمه علیه السلام را به چنین مصیبت جانسوزى مبتلا مى‏ كنى؟!...

آن گاه عرض كرد: خدایا! به من فرزندى بده كه در این سنین پیرى چشمم از او روشن گردد. سپس علاقه آن فرزند را در قلبم بیفكن، آن گاه همانگونه كه محمد صلى الله علیه و آله و سلم حبیبت را، به فاجعه جانسوز قتل فرزندش مبتلا كردى، مرا نیز به فاجعه جانسوز قتل پسرم مبتلا گردان تا من نیز همدرد پیامبر اسلام گردیم.

خداوند حضرت یحیى علیه‏ السلام را به زكریا داد و همین حضرت یحیى علیه ‏السلام به خاطر نهى از منكر، به فرمان طاغوت زمان، كشته شد و سرش را در میان طشت طلا نهادند و جریان شهادتش شبیه شهادت حسین علیه‏ السلام، جانسوز بود.(بحار، ج 12،ص 178)


شهادت جانسوز حضرت زكریا علیه‏ السلام‏

هنگامى كه حضرت مریم علیه السلام به قدرت الهى بدون شوهر باردار شد  شیطان وسوسه‏ گر به میان بنى اسرائیل رفت و این تهمت ناجوانمردانه و بسیار زشت را به مردم القاء كرد كه اگر مریم علیه ‏السلام باردار شده، كار زكریا علیه‏ السلام است.

همین تهمت ناجوانمردانه باعث شد كه عده‏اى از اشرار تصمیم گرفتند حضرت زكریا علیه ‏السلام را به قتل برسانند. به همین منظور به سوى او هجوم بردند. او از دست آن‏ها گریخت. در بیابان به نزدیكى درختى رسید. آن درخت به زبان آمد و گفت: اى پیامبر خدا نزد من بیا. زكریا كنار آن درخت رفت، درخت شكافته شد، زكریا به داخل تنه درخت رفت، سپس تنه درهم به هم پیوست و به این ترتیب آن درخت به زكریا علیه ‏السلام پناه داد.

ابلیس به آن جا رسید و گوشه‏اى از عباى زكریا علیه ‏السلام را گرفت و در بیرون درخت نگه داشت، سپس دید گروهى در جستجوى كسى هستند، از آن‏ها پرسید در جستجوى چه كسى هستید؟ گفتند: در جستجوى زكریا علیه‏ السلام هستیم.

ابلیس گفت: او كنار این درخت آمد و جادو كرد، بر اثر سحر و جادو او تنه این درخت شكافته شده او به درون این درخت رفت. نشانه ‏اش همین قسمت عباى او است كه در بیرون درخت مانده است.

آن‏ها تبر تهیه كردند و همچنین ارّه آوردند و آن درخت را قطع كرده سپس با اره قطعه قطعه كردند. به این ترتیب زكریا علیه‏ السلام مظلومانه در میان آن درخت به شهادت رسید.

خداوند بر آن سنگدلان جاهل غضب كرد، بدترین خلق خود را بر آنها مسلط نمود بكه انتقام خون حضرت زكریا علیه ‏السلام را از آن‏ها گرفت.

پس از شهادت زكریا علیه ‏السلام خداوند فرشتگان را كنار پیكر مطهر او فرستاد. آن‏ها آمدند و بدن زكریا علیه ‏السلام را غسل دادند و كفن كردند، و سه روز پشت سر هم آمدند و نماز بر آن خواندند، سپس او را به خاك سپردند.

مرقد او در داخل شبستان مسجد جامع الكبیر حلب و در سمت چپ محراب واقع شده است.



برگرفته از:
کتاب قرآن سوره های آل عمران- مریم - انبیاء و...

ترجمه المیزان، ج‏14، ص: 38تا 40
داستانهای قرآن و تاریخ انبیا در المیزان
قصه ‏هاى قرآن به قلم روان ‏(محمد محمدى اشتهاردى‏)

گردآوری و تدوین: پایگاه قرآنی کلام الهی
سامان سوهانیان




نوع مطلب : پیامبران، 
برچسب ها : زندگینامه حضرت زکریا در قرآن، شهادت حضرت زکریا، گریه حضرت زكریا علیه ‏السلام براى مصائب امام حسین ‏، ازدواج حضرت زکریا، داستان زندگی پیامبران در قرآن،