عذاب شدید و هلاكت سخت قوم عاد

دوشنبه 2 بهمن 1391
  حدود 700 سال قبل از میلادِ حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ در سرزمین احقاف (بین یمن و عمّان، در جنوب عربستان) قومی زندگی می‎كردند كه به آنها قوم عاد می‎گفتند. زیرا جدّشان شخصی به نام «عاد بن عوص» بود و حضرت هود علیه السلام نیز از همین قوم بود و عاد بن عوص، جدّ سوم او به شمار می‎آمد.
قوم عاد افرادی تنومند، بلند قامت و نیرومند بودند، از این رو به عنوان جنگاورانی برگزیده به حساب می‎آمدند.

از نظر تمدن نیز نسبت به قبایل دیگر تا حدود زیادی پیشرفته‎تر بودند و شهرهای آباد، زمین های خرم و سر سبز و باغ های پر طراوت داشتند.

 این ها نیز از آیات قرآن قابل درک است آنجا که خداوند در سوره فجر آیات 6 ، 7 و 8 می فرماید:

أَلَمْ تَرَ كَیْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ، إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ الَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ; مگر ندانسته ‏اى كه پروردگارت با عاد چه كرد، با عمارات ستون‏دار ارم كه مانندش در شهرها ساخته نشده بود...
....


این قوم در ناز و نعمت به سر می‎بردند و هم چون شیوه بیشتر سرمایه داران و مرفّهین بی‎درد، مست غرور و غفلت بودند. آنها ظلم و ستم را در پیش گرفتند و در خرافات و بت پرستی و گناهان خود غرق شده بودند و هرگز حاضر نشدند از روش زندگی نادرست خود دست بکشند و تسلیم حق شوند.

در چنین قومی رهنمود های دلسوزانه حضرت هود علیه السلام نیز کارا نیامد و جز عده ای اندک سایر افراد قوم سرکش عاد ایمان نیاوردند تا جایی که وعده عذابی سخت به آنها داده شد.


در قرآن به این عذاب سخت بارها در آیات: سوره ذاریات ، سوره حاقه و سوره قمر اشاره شده است که در همه آنها آمدن تندبادی سهمگین و ویرانگر را بیان داشته اند

برای نمونه در قرآن سوره حاقه آیه 6 و 7  چنین می فرماید:

وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عَاتِیَةٍ سَخَّرَهَا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیَالٍ وَثَمَانِیَةَ أَیَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِیهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِیَةٍ; و اما عاد به [وسیله] تندبادى توفنده سركش هلاك شدند، [كه خدا] آن را هفت ‏شب و هشت روز پیاپى بر آنان بگماشت در آن [مدت] مردم را فرو افتاده مى ‏دیدى گویى آنها تنه ‏هاى نخل هاى میان تهى‏ اند.

سرزمین قوم عاد، بسیار پر درخت و خرم و حاصلخیز بود، وقتى كه از دعوت حضرت هود علیه‏ السلام سرپیچى كردند، خداوند باران رحمتش را به مدت هفت سال از آن‏ها بازداشت. خشكسالى و قحطى، همه جا را فرا گرفت. هوا خشك و گرم و خفه كننده شده بود.

حضرت هود علیه‏ السلام به آن‏ها فرمود: توبه و استغفار كنید، تا خداوند باران رحمتش را به سوى شما بفرستد. ولى آن‏ها بر عناد و سركشى خود افزودند و دعوت آن حضرت را به مسخره گرفتند. خداوند به هود علیه ‏السلام وحى كرد كه فلان وقت عذاب دردناكى به صورت باد تند و كوبنده بر آنها مى‏ فرستم.

آن وقت فرا رسید، وقتى ملت گنهكار عاد به آسمان نگریستند ابرى را دیدند كه به سوى سرزمین آن‏ها حركت مى‏ كند، تصور كردند كه ابر نشانه باران است، از این رو شادمان شدند، و گفتند: این ابرى است بارانزا كه به سوى دره ‏ها و آبگیرهایمان رو مى‏ آورد. به استقبال آن شتافتند، و در كنار دره‏ ها و سیل گیرها آمدند تا منظره نزول باران پربركت را بنگرند و روحى تازه كنند.

ولى به زودى به آن‏ها گفته شد: این ابر باران‏زا نیست، این همان عذاب وحشتناكى است كه براى آمدنش شتاب مى ‏كردید، این تندباد شدیدى است كه حامل عذاب دردناكى خواهد بود.

طولى نكشید كه آن باد تند و ویرانگر فرا رسید، و اموال و چهارپایان و خود آن‏ها را نابود كرد.(تفسیر نورالثقلین، ج 5،ص 18)


آرى آن‏ها آن چنان در چنبره عذاب الهى قرار گرفتند كه به فرموده قرآن:‏

ما تَذَرُ مِن شى‏ء َاتَت عَلَیهِ الّا جَعَلتهُ كالرّمیمِ؛ آن تندباد از هر چیز كه مى‏ گذشت، آن را رها نمى‏ كرد، تا این كه آن را همچون استخوان‏ هاى پوسیده مى‏ نمود.(ذاریات آیه 42)



برگرفته از آیات قرآن کریم و بخشی از تفسیر نورالثقلین

گردآوری و تدوین: پایگاه قرآنی کلام الهی
سامان سوهانیان




نوع مطلب : پیامبران، 
برچسب ها : سرگذشت قوم عاد، عذاب الهی بر قوم عاد، حضرت هود علیه السلام، سرگذشت پیامبران،