داستان زندگی حضرت ابراهیم در قرآن (قسمت دوم)

جمعه 10 آذر 1391
  ابراهیم بت شکن

ابراهیم در فکر این بود که نمایشی را برای اثبات عجز و ناتوانی بت‌ها به انجام برساند و بت‌ها را از بین ببرد، در نتیجه روزی را که مصادف با انجام مراسم جشن مشترکین بود و عادت داشتند که آن مراسم را در خارج از شهر انجام دهند، فرصت را غنیمت شمرد تا بت‌ها را در هم شکند.

مشرکین هنگام خروج از شهر برای انجام مراسم دعوت کردند؛


فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ فَقَالَ إِنِّی سَقِیمٌ. فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِینَ
. (صافات/۸۸ -۹۰) «حضرت ابراهیم بعد از درخواست ایشان جهت شرکت در مراسم، نگاهی به ستارگان انداخت و گفت: من ناخوش هستم آنان بدو پشت کردند و به دنبال مراسم خود رفتند.»      


وَتَاللَّهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنَامَکُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ. (انبیاء/۵۷) «آنگاه ابراهیم آهسته گفت: به خدا سوگند نسبت به بتانتان قطعاً چاره‌اندیشی می‌کنم (و نقشه‌ای برای نابودی بت‌ها خواهم کشید) زمانی که ای قوم مشرک پشت کنید و بروید»  (و برای مراسم عید بیرون شهر روید و از آنها دور شوید).

حضرت ابراهیم بعد از خروج بت‌پرستان از شهر، شتابان و نهان به سراغ معبودهای ایشان رفت و تمسخرکنان فریاد زد و گفت:....



ادامه مطلب


مطالب مرتبط : داستان زندگی حضرت ابراهیم در قرآن (قسمت اول)
نوع مطلب : پیامبران، 
برچسب ها : ابراهیم خلیل الله، داستان زندگی حضرت ابراهیم، رحلت حضرت ابراهیم، مرگ نمرود توسط پشه ناتوان، آتشی عظیم که ابراهیم را نسوزاند و بر او گلستان شد،